جغول بغولهای مغز دو تا خل و چل
همه چی و هیچی
خیلی وقته اینجا نیومدم انگار هر وقت حرف تو سرم اضافه میارم دوست دارم بیام اینجا مغزم و سبک کنم خیلی خوبه آدم یه جایی رو داشته باشه تا یکم اعتراف کنه. اول یه خبر خیلی شیرین: دو هفته پیش عقد آوا بود. البته من نتونستم برم و خیلی ناراحتم. حالا می خوام اعترافاتم و شروع کنم. اعتراف می کنم این چهار سال بدترین روزای زندگیم بوده همیشه سعی کردم ادای آدمای سنگدل رو در بیارم. ادای آدمای سرد. در صورتی که اینجوری نبودم. ولی این یکماه یخم باز شده. یه طور دیگه دارم به زندگی نگاه میکنم. دنیا برام رنگی شده. دیگه اون آدم سابق نیستم. برام دعا کنین این روزای قشنگ هیچ وقت تموم نشه. حداقل تا وقتی که خودم و جمع و جور نکردم. آرام آرام تپش اين ثانيه ها خاطرات منو از تو مي گيره عشق تو مثل يه رويا تو فراموشي يادت ميميره خدایا شکـــــــــــــــــــــــــــرت زندگی رویا نیست یه حقیقته... یه حقیقته کثیف... حیف و صد حیف که چقدر دیر دارم میفهمم... فقط نمی دونم این حقیقت کثیف تاوان کدوم گناه نکرده است... امروز یه بار دیگه شکستم... خدایا این رسمش نبود... تنها پناهگاه امن هم برام همین اتاق آبی. اینجا راحت نفس میکشم. امروز فهمیدم که چقدر اینجا رو دوست دارم. لازم نیست برا کسی توضیح بدم. اینجا یه مکان تهی واسه منه. یه دنیای واحد. یه جا که خودمم. نقش بازی نمی کنم. لازم نیست لبخند تصنعی و احمقانه به کسی بزنم. اینجا دوگانگی ندارم. اینجا لازم نیست ظاهرا با کسی حرف بزنم ولی در باطن ازش متنفر باشم. اینجا بی دلهره بلند بلند گریه میکنم. به همه فهموندم اینجا حریم منه. حریم خودم. هیچ کس حق دخالت تو حریم من و نداره. اینجا خودمم بی نقاب. اینجا دیگه به خودم دروغ نمی گم که خوشبختم. اینجا که بقیه نیستن تا صورتم و با سیلی سرخ کنم. خدا رو شکر اینجا کسی نیست تا بدبخت بودنم رو با چشماش ببینه. حکایت من حکایت خندوندن دیگرانه: آنکه میگرید یه درد دارد... آنکه میخندد هزار درد... آنکه میخنداند فقط خدا میداند... یکی بهم گفت آدم اگه زنده است فقط به خاطر وجود سه چیزه: ۱.خانواده ۲.عشق ۳.پول اما من از هر سه تاش بی بهره بودم. هیچ وقت هم دنبال آخریش نبودم. با سیلی صورت رو سرخ کردن همینه دیگه. اگه آدم تو دنیا فقط به خاطر این سه چیز نفس میکشه پس من خیلی وقته دارم قاچاقی اینجا نفس میکشم. دیگه وقت تمومه. ورقه ها بالا. یادمه تا چند سال پیش میگفتم خدایا هر چی بشه کم نمیارم. خیلی دلم بهت خوش بود. اما امروز اعتراف میکنم کم آوردم. نمی دونم چرا هر چی بیشتر دنبالت میکنم کمتر بهت میرسم. خدایا نکنه انقدر کمرنگ شی که دیگه نبینمت. خدایا مگه نگفتی اگه یه قدم وردارم تو ده قدم بر میداری. پس کو؟ من به جای یه قدم ده قدم و صد قدم هم برداشتم. ولی کو؟ تو چرا نمیای طرفم؟ باهام قهری؟ تاوان کدوم گناه سنگینمه که انقدر ازم رو گردونی. میدونی تو فشارم. تو منگنه. حس میکنم یکی دوتا دستاش رو دور گردنم حلقه کرده و هر لحظه فشار بیشتری داره وارد میکنه. خدایا کبود شدم دیگه جا ندارم. لحظه های آخره. همیشه پر از یه بغضم. یه بغض فروخورده. دیروز حافظ و باز کردم: فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضل و دانشی گناهت همین بس با خودم فکر کردم کاش آدم بد ذاتی بودم. چون راسته میگن: خوبی کثافت میاره. همچنان که باران می آمد به روی خودمان نیاوردیم و روی چمن نشستیم و ساندویچی که همبرگرهاش مثل لاستیک سفت بود و نوش جان کردیم. خدا رو شکر امروز به امین آبادی ها خیلی خوش گذشت... خل و چل شماره یک (خودم) ناراحته. چون تمام وسایلش رو تو سبد گذاشته بود و قول داده بود امشب زود بخوابه تا واسه فردا از همه شلوغتر باشه ولی این بارون ناغافل... که قرار تا آخرهفته هم بیاد و چشم مار و کور کنه همه چیز رو بهم ریخت... امروز رفتم دندونپزشکی. دندون تنفر رو کندم و قراره جاش دندون شل مغزی بکارم... پینوشت: لطفا روی ش , در کلمه شل فتحه قرار دهید. با تشکر خل و چل شماره یک بعدا نوشت: من, یعنی خل و چل شماره یک با خل و چل شماره دو و جمعی از دوستان امین آبادیمون چهارشنبه میریم نیک پیک. نه ببخشید پیک نیک. فکر کنم این تفریح یه روزه واسه روحیه خل و چل شماره دو مساعد باشه و تا حدودی وضعیتش رو یادش بره. آخه جمع خل و چلی مغز و جلا میده... اصلآ خودمم نمی دونم چه مرگمه خیلی دلم گرفته رها جونم کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود من خیلی کلافممممممممممممممممممممممممممممم.... و تو دیگری را... و دیگری دیگری.... و اینگونه همه تنهاییم... می دونی وقتی خدا داشت بدرقت میکرد چی گفت؟ جایی که تو میری مردمی داره که میشکننت... نکنه غصه بخوری... من همه جا همراتم... تو تنها نیستی تو کوله بارت عشق میزارم.... که بگذری . قلب میذارم که جا بدی ... اشک میدم که همراهیت کنه... و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم ... خدایا ممنونم که همیشه همراهمی...
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


